دسته ها :
دوشنبه ششم 9 1391

از شما خوانندگان وبلاگ پير خمين دعوت مي شود كه از وبسايت مكتب اسلام با آدرس زير ديدن فرمائيد.

با تشكر

مكتب اسلام

دسته ها :
سه شنبه چهارم 7 1391

«ژنرال قاسم سليماني مغز متفكر يگان قدس را فردي ميهن دوست، پرحرارت و قهرمان جنگ مي دانند. ظاهرا او در سوريه هم نبايد چيزي كمتر از پيروزي براي ملت ايران به دست آورده باشد».
روزنامه سوئيسي تاگس آنسايگر ضمن درج اين تحليل نوشت: هرگاه رئيس سيا پترائوس به زماني مي انديشد كه ژنرال چهار ستاره در عراق بود، قاسم سليماني علي الدوام جلوي چشم او ظاهر مي شود. سليماني از 32 سال پيش در خدمت سپاه پاسداران است. او در جنگ با صدام شركت داشت و به علت عمليات بي باكانه اش در پشت خطوط دشمن به شهرت رسيد. گزارش مي شود وي جان خود را براي حفظ جان افرادش به خطر مي انداخته است. وقتي ناچار بود فرد ديگري را بفرستد نفراتش را با اشك در آغوش مي گرفت و از كساني كه جان باخته بودند حتي سالها بعد از جنگ به عنوان شهيد ياد مي كرد. اين مطالب را موسسه انترپرايز آمريكا در تحليلي نوشته كه به گزارش هايي از ايران استناد مي كند.
اين روزنامه افزود:از سليماني به عنوان قهرمان جنگ و انساني متهور ياد شده است. سليماني با موهاي خاكستري و لبخند بر لب، مايه و زمينه اسطوره شدن را دارد هرچند كه در ليست ترورهاي آمريكا قرار دارد. كساني از او مي ترسند و كساني او را مي ستايند. وزير سابق امنيت عراق شروان الوائلي از او؛ تمجيد و به عنوان «سيد» قاسم سليماني كه لقبي براي مردان بسيار محترم است، ياد مي كند. طبق گزارش ها سليماني در سال 2006 بدون ماموران حفاظتي در قلب بغداد و منطقه سبز تردد كرده است، با لبخندي در چهره. گزارش مي شود كه آمريكا تازه وقتي فهميد وي مدت ها آنجا بوده كه سليماني به ايران بازگشته بود. معلوم نيست او آخرين بار كي به منطقه سبز بغداد سر زده است.

دسته ها :
جمعه سی یکم 6 1391

چكيده

اين مقاله مي‌كوشد نگهي به تاريخ غرب بيندازد و نگاه متفكران غرب را در باب پيامبر عزيز اسلام واكاوي كند در طول تاريخ غرب به واسطه ناآشنا بودن غرب با اسلام و پيامبر آن ظلم‌هاي گزافي در حق پيامبر روا داشته شده است كه اين مقاله به چگونگي و چرايي اين ظلم مي‌پردازد. ما امروز با ترجمه متون اسلامي در اروپا شاهديم كه بسياري از قضاوت‌هاي عجولانه و كينه ورزانه دنياي مسيحيت معتدل‌تر شده است اما هنوز دشمني‌ها خصوصاً در سطح حاكمان و سياستمداران غرب ادامه دارد و گاهي به چالش‌هايي بين غرب و اسلام تبديل مي‌شود

سه شنبه بیست و هشتم 6 1391

اى مسلمانان جهان كه به حقيقت اسلام ايمان داريد، بپاخيزيد و در زير پرچم توحيد و در سايه تعليمات سالم مجتمع شويد و دست خيانت ابر قدرتها را، از ممالك خود و خزائن سرشار آن، كوتاه كنيد و مجد اسلامى را اعاده كنيد و دست از اختلافات و هواهاى نفسانى برداريد، كه شما داراى همه چيز هستيد. بر فرهنگ اسلام تكيه زنيد و با غرب و غربزدگى مبارزه نماييد و روى پاى خودتان بايستيد و برروشنفكران غربزده و شرق زده بتازيد و هويت خويش را دريابيد و بدانيد كه روشنفكران اجير شده بلايى بر سر ملت و مملكتشان آورده اند كه تا متحد نشويد و دقيقاً به اسلام راستين، تكيه ننماييد، بر شما آن خواهد گذشت كه تاكنون گذشته است. امروز زمانى است، كه ملتها بايد چراغ راه روشنفكرانشان شوند و آنان را از خود باختگى و زبونى در مقابل شرق و غرب، نجات دهند كه امروز، روز حركت ملتهاست».

دسته ها : امام خميني
يکشنبه بیست و نهم 5 1391

همه اختياراتى كه براى امام معصوم(عليه السلام) به عنوان ولىّ امر جامعه اسلامى ثابت است براى فقيه نيز ثابت باشد و ولىّ فقيه از اين نظر هيچ حدّ و حصرى ندارد مگر آن كه دليلى اقامه شود كه برخى از اختيارات امام معصوم به ولىّ فقيه داده نشده است؛ همان‌گونه كه بر اساس نظر مشهور فقهاى شيعه در مسأله جهاد ابتدايى همين گونه است كه اعلان جهاد ابتدايى از اختيارات ويژه شخص معصوم(عليه السلام) است. امّا صرف نظر از اين موارد (كه تعداد بسيار كمى هم هست) ولايت فقيه، با ولايت پيامبر و امامان معصوم(عليهم السلام) هيچ تفاوتى ندارد. اين همان چيزى است كه از آن به «ولايت مطلقه فقيه» تعبير مى‌شود و بنيان گذار جمهورى اسلامى، حضرت امام خمينى نيز مى‌فرمودند «ولايت فقيه همان ولايت رسول الله(صلى الله عليه وآله) است.»

آرامش قلب
 
شب تبعيد امام هنگامي كه آقا را از قم به تهران مي بردند، در وسط راه ماشين را نگه داشتند. امام خيال كردند مي خواهند او را شهيد كنند. فرمود: وقتي به قلبم مراجعه كردم هيچ تغييري در روحم نديدم.
 
از او الهام مي‌گيرم
 
مرحوم آيت الله سيد محمود طالقاني مي گفت: بعضي فكر مي‌كنند گاهي اوقات كه من به قم مسافرت مي‌كنم فقط به خاطر مذاكرات سياسي است، روزنامه‌ها جنجال مي‌كنند و سر و صدا (راه مي‌اندازند) و حرف‌هايي درشت مي‌نويسند ولي من هر وقت احساس ضعف مي‌كنم، گاهي ياس برايم پيش مي‌آيد، مي‌روم پيش چنين رهبري قاطع و از توكل و ايمان و خلوص او الهام مي‌گيرم.
 
قلب مطمئن
 
يكي از شبهاي سال 67 بود كه تهران مورد حملات موشكي دشمن قرارگرفته بود ساعت 11 و يا 5/11 بود كه ايشان معمولا مي‌‏خوابيدند مثل اينكه به خواب رفتند چون آن حالت آرامش و به اصطلاح پايين بودن ريتم قلبشان نشان مي‏داد كه الان در حالت آرامش و استراحت هستند در همان لحظه يك موشك به حوالي جماران ـ گويا فرمانيه ـ اصابت نموده، صدي بسيار مهيبي ايجاد كرد. بطوري كه ما واقعا حس كرديم كه به نزديك بيت اصابت كرده است اما در همان لحظه چشمهايمان به مونيتور بود كه ببينيم حضرت امام چه وضعي دارند، ريتم قلبشان بالا مي‏رود يانه؟ خوب طبيعتا در مورد هرفردي اين ريتم قلب بالا مي‏رود و يك حالت ترس ايجاد مي‌‏شود ولي بري من تعجب‌آور و واقعا جالب بود كه ايشان نمي‏ترسيد. بارها پزشكان از ايشان خواسته بودند بعنوان يك تكليف پزشكي ـ چون درك كرده بودند كه آقا حرف پزشكان را گوش مي‏دهند ـ آقا شما لطف كنيد، مثلا اجازه‏ي بدهيد كه برايتان سنگري ساخته شود، يا جايتان را تغيير بدهيم. ايشان قبول نمي‏‌كردند.
حشمت الله رنجبر
 
تحقير مستكبران
 
حضرت امام(ره) در عزاي مرحوم آيت الله حكيم مجلس ختمي برقرار كرد، نماينده رييس جمهور عراق و استاندار كربلا و فرماندار نجف وارد شدند، همه به احترام بلند شدند اما خود امام كه صاحب مجلس بود تكان نخورد.
 
دفاع از فلسطين
 
امام، اولين مرجعي بود كه در مقابل اسرائيل موضع سخت گرفت و از فلسطيني ها دفاع كرد و براي كمك به چريك‌ها توصيه كرد و اجازه دادن زكات را داد.
 

دسته ها : امام خميني
دوشنبه بیست و نهم 3 1391

آيا اختيارات و وظائف ولى فقيه منحصر به امورى است كه در قانون اساسى آمده يا اينكه موارد ذكور صرفاً نمونه هايى از اختيارات رهبر است؟


فايده قانونگذاري

اصولاً فايده وضع قانون اين است كه اگر در موردى اختلاف واقع شد، بتوان با استناد به آن رفع اختلاف كرد; يعنى قانون سندى است كه با استناد به آن حلّ اختلاف مىشود. بر اين اساس هر چه در قانون ذكر شده، بايد احصايى باشد تا وضع قانون فايده اى داشته باشد. امّا بايد توجّه داشت كه هميشه در جريان وضع قانون مواردى مورد نظر قرار مىگيرد كه غالباً اتفاق مى افتد. و معمولاً براى موارد نادر قانونگذارىنمىشود.

اختيارات و وظايف ولىّ فقيه در قانون هم بر همين منوال است; يعنى در قانون اساسى اصلى تصويب شده كه در آن اختيارات و وظايف ولى فقيه مشخص شده است، ولى در اين اصل مواردى ذكر شده كه معمولاً مورد احتياج است، نه اينكه اختيارات او منحصر به موارد مذكور باشد، چرا كه در اصل ديگرى از قانون اساسى ولايت مطلقه براى ولىّ فقيه اعلام شده است.

ولايت فقيه را با دليلى ساده و قابل فهم براى همگان اثبات كنيد.

بيان دليلى روشن براى اثبات ولايت فقيه كه براى همگان قابل فهم باشد مقدمه اى را لازم دارد;

نيازمنديهاي قانون (تفسير ـ تطبيق ـ اجرا)

خداى متعال براى اداره جامعه احكامى را نازل فرموده كه در بسيارى از موارد نياز به شخصى دارد كه آنها را تفسير و تبيين كند همانطور كه تمام قوانين دنيا چنين اند، گو اينكه تلاش قانونگذاران اين بوده كه آنها را روشن بيان كنند ولى به علت ويژگىها و نارسايىهاى زبان، گاه مقررات نياز به تفسير دارند.

افزون بر اين براى تطبيق احكام بر مصاديق و موارد آنها نيز گاه ابهاماتى وجود دارد; يعنى اينكه آيا فلان حادثه خاص، مصداقى از اين قانون خاص است، يا مصداقى از قانون ديگر، اين امر مشكل ديگرى در راه اجراى قانون است كه در تمام قوانين دنيا وجود دارد.

پس از تفسير قانون و تعيين مصداق آن، نوبت به اجرا مىرسد. هر قانونى نياز به مجرى دارد براى اداره يك جامعه براساس احكام و قوانينى خاص بايد فرد يا افرادى باشند كه بتوانند اين سه مسؤوليت را به عهده بگيرند.

آيا پيشينه نظريه ولايت فقيه به زمان غيبت امام زمان(عليه السلام) مىرسد، يا اينكه ريشه هاى اين نظريه در دوران حضور امامان معصوم(عليهم السلام)هم وجود داشته است؟

شايد در ذهن اكثر مردم چنين باشد كه ولايت فقيه به پس از دوران غيبت كبراى امام زمان(عليه السلام) برمىگردد، يعنى به كمتر از 1200 سال قبل، ولى با توجه به مفاد نظريه ولايت فقيه و با مرورى اجمالى به تاريخ دورانِ حضور امامان معصوم(عليهم السلام) براحتى مىتوان ولايت فقيه را در عصر حضور معصومين هم ديد.

حكومت خدا و منصوبين او

بر اساس ديدگاه عقيدتى شيعه حاكميت در اصل از آن خداست و به عبارتى ديگر: حاكميت از شؤون ربوبيت الهى است. هيچ كس حق حكومت بر انسانى را ندارد، مگر آنكه خدا به او اجازه دهد. پيامبران و خاتم آنها (حضرت محمد(صلى الله عليه وآله وسلم)) و اوصياى معصوم ايشان از طرف خدا اجازه حكومت بر انسانها را داشتند. ما در اينجا قصد بيان دليل مشروعيت حكومت حضرت رسول(صلى الله عليه وآله وسلم) و امامان معصوم(عليهم السلام) را نداريم. از نظر تاريخى مسلم است از ميان امامان معصوم فقط حضرت على(عليه السلام) و امام حسن مجتبى(عليه السلام) براى مدت بسيار كوتاهى به حاكميت ظاهرى رسيدند و ديگر امامان بدليل سلطه حاكمان غير شرعى از اداره جامعه بركنار بودند و مجالى براى حكومت به دست نياوردند. حضرت على(عليه السلام)در زمان حاكميتشان كسانى را در نقاط مختلف كشور اسلامى به حكومت مىگماردند كه منصوب خاص آن حضرت بودند و اطاعت از آنها ـ مانند اطاعت از خود آن حضرت ـ واجب بود، چون اين افراد بواقع منصوب با واسطه از طرف خدا بودند يعنى لازم نيست شخص، منصوب بىواسطه از سوى خدا باشد، تا اطاعتش واجب گردد. ولايت فقيه هم ـ در واقع ـ نصب با واسطه است و فقيه از طرف خدااجازه دارد حكومت كند. در زمان امامانى كه حاكميت ظاهرى نيافتند، امور جامعه مسلمانان تحت تسلط و حاكميت حاكمان جور بود. اين حاكمان در فرهنگ شيعه «طاغوت» محسوب مىشدند و بر اساس نصّ قرآن «يريدون ان يتحاكموا الى الطاغوت و قد امروا ان يكفروا به»([1]) مردم حق مراجعه به آن حاكمان و كسانى را كه از سوى آنها براى تدبير امور گمارده شده بودند، نداشتند; در حالى كه در مواردى نياز بود به شخصى مثل حاكم يا قاضى مراجعه شود. در چنين مواردى وظيفه مردم چه بود؟

ولايت فقيه در كلام معصوم(عليهم السلام)

از امامان معصوم(عليهم السلام)دستورهايى رسيده است كه مردم بايد در زمان يا مكانى كه دسترسى به معصوم ممكن نيست، به كسانى كه داراى شرايط خاصى هستند، مراجعه كنند تا كارهاى آنان زمين نماند. مثلاً از امام صادق(صلى الله عليه وآله وسلم) نقل شده است: «من كان منكم قد روى حديثنا و نظر فى حلالنا و حرامنا و عرف احكامنا فليرضوا به حَكَما...([2])» مقصود از شخص آگاه به حلال و حرام و آشنا به احكام، همان فقيه مورد نظر ماست. طبق روايات مشابه، به هنگام دسترسى نداشتن به معصوم، «فقيه حاكم مردم است و اين حاكميت از معصوم به او رسيده است. در همين روايت آمده است: «فانّى قد جعلته عليكم حاكماً([3]); من او را حاكم شما قرار دادم.» روشن است امام شخص معينى را به حاكميت نصب نكرده، بلكه به صورت عام منصوب نموده است. در همين روايت آمده است: «فاذا حكم بحكمنا فلم يقبل منه فانّما استخفّ بحكم اللّه و علينا ردّ والرّاد علينا كالرّاد على اللّه و هو على حدّ الشّرك بالله;([4]) حاكمى كه منصوب عام از طرف معصوم است، اطاعتش واجب است و اگر كسى حكم او را نپذيرد، مانند آن است كه حاكميت معصوم را نپذيرفته است.» با توجه به نصب عام فقها نظريه ولايت فقيه، اختصاص به زمان غيبت ندارد، بلكه در زمان حضور اگر دسترسى به امام معصوم ممكن نباشد، اين نظريه نيز بايد اجرا گردد. زيرا محتواى اين نظريه، چيزى جز چاره جويى براى مردمى كه دسترسى به امام ندارند، نيست; پس ريشه اين نظريه را در زمان حضور معصوم نيز مىتوان ديد.


[1]ـ نساء، 60، «مىخواهند طاغوت را در اختلافات خود حاكم قرار دهند در حالى كه مأمور شده اند به طاغوت كفر ورزند.»

[2] و 3 و4ـ اصول كافى، ج 1، ص 67.

X